۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

کلاه رو ابرو...تصویر روبرو حلالی

درسته یک سری از آدم ها سعی کردن به بهونه دلتنگی و خبر گرفتن از من با یک سری دیگه ارتباط بر قرار کنن...اما از زیرنقاب این کلاه خیلی چیزهای جدیدی دیدم که اون دسته از آدم ها که خواستن خنجر رو از پشت بزنن توی چشم من خیلی کوچیک اومدن که دیگه به چشم نمیان...
وقتی هر روز که هر ظهرش یک ماه می گذره و نور ضعیف طلوع و غروبش و قتی با تنی خاکی روی زمین نشستم به سقف نقاب کلاه می تابه این احساس رو درونم زنده می کنه که دلتنگی یعنی غربت و غربت یعنی نگاه دختر زیبایی که برای آخرین بار با سکوت کر کنندش از من می خواست که ترکش نکنم...و دنیایی که پیش روی من مونده بدون چشم های دختر زیبایی که هیچ وقت دروغ نگفت.

۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

موفقیت

سه چیز من را به موفقیت می رساند
فلسفه حالا
فاسفه توجه
کنترل
دقیقا تمامی این ها بستگی به شرایط محیطی من دارد...
با این فلسفه من به خودسازی خواهم رسید که ثبات شخصیتی من را شکل خواهد داد که من را به تمامی اهدافم خواهد رساند.
پس ثبات شخصیت برای من همان موفقیت است

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

سكوت ولبخند

سخت است بيان اين همه تفكر كه در ذهن آلوده به توي من سخت مشغول است.
سخت است بيان آن همه رنگ كه از خاطرات متلاشي من به جاي مانده.
سخت است بيان آن همه نت كه دائم در حال تخريب سلول هاي مغزم و قـلقـلــك تمام روح گوشه گير من مي باشد.
سخت است بيان تمام آن تمنا كه از اعماق وجودم هنگام ياد كردن تو از قلبم به پا مي خيزد.
سخت است بيان آن همه گلايه و تعريف و بغض و نگراني و فرياد و بهانه كه مي خواهم در يك كلمه برايت تمامش كنم.سخت است.
سخت است بيان تمام اين همه بيان كه قدرت بيان آن در من نيست.سخت است و اين بار بسيار سخت.
سخت است بيان درون
سخت است بيان درون وقتي فرست رابطه در يك نگاه × فقط در يك نگاه خلاصه مي شود.
سخت است زندگي در دنياي خاطرات وقتي نه مي شنوي و نه مي بيني و قتي مي بينم و مي شنوم و حتي لمس مي كنم و چه سخت است وقتي تمام اين همه را باور دارم.
سخت است بيان اين همه بيان كه تو دركي از آن نداري و زبان مشتركي بين ما نيست كه وقتي نگاهت مي كنم و در عين خيره شدن در چشمانم هيچ چيزي از عمق اين همه حرف دل نمي شنوي.لعنت بر تو
چه سخت است بيان اين همه.چه سخت است انسان.
چه سخت است بيداري تو در خواب ديدن.تاريكي تو در روشنايي ديدن.فهميدن دروغت در حقيقت.
با اين همه
چه مي خواهي از من جز سكوت و لبخند ؟
چه مي خواهي از من ؟

۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

معنی سکوت تو صدامه

جاده خوشبختی در دست تعمیره دور بزن برگرد این اسمش تقدیره. پل رابطه در دست احداثه .تامین بودجه کار تو دست اندازه. چراغ های پارک همگی خاموشن. یه سری آدم اونجا یه چیز هایی میفروشن. یه راننده ناشی یه راننده مسته.هر طرف میری همه جا بنبسته.وقتی که عاشق بودن گناه.فرصت رابطه یک نگاه.معنی سکوت تو صدامه.نپرس از من نپرس از عشق.دولت بیدار فقط تو خوابه.منزل مقصود یه سرابه.عمر این قصه عمر حبابه.نپرس از من نپرس از عشق.فرشته ها رو خبر کنید این همه بس نیست.مشترک مورد نظر در دسترس نیست.تلفن امداد یک سره اشغال.این پیش شماره که مال پارسال.پول نداره ولی اخلاقش بد نیست.هه.وقتی پول نداره اخلاق دیگه مطرح نیست.ميگه.خواستم بیام پیشت خیابونا شلوغ بود.اگه گفتم دوستت دارم شوخی کردم اونهم یه دروغ بود.اقا دل خوش بگو سیری چنده؟.پسرم گوش کن نصیحت مثل پنده.جاده خوشبختی در دست تعمیره.دور بزن برگرد این اسمش تقدیره...
من اين آهنگ رو خيلي دوست دارم كار گروه خوب كيوسك.
رفتم امروز مركز نظام وظيفه گفتن فردا برم ترمينال كه با اتوبوس برم بيرجند.برا خودم اين آهنگ رو مي خوندم ساكم تو دستم بود راه مي رفتم..يك سربازي اونجا بود كه فكر مي كنم آخراي خدمتش بود داشت از رو به روي من رد مي شد كه ناخداگاه نگاهمون افتاد به هم.چــــــــــقدر چــــــــــقدر چــــــــــقدر اين نگاه معني داشت؟؟ يك لبخند به هم زديم..هم من فهميدم اون داره به چي مي خنده.هم اون فهميد من به چي خنديدم...خودت رو بگذار جاي يكي از ما ها تو هم خوب مي فهمي معني اين لبخند چي بود ((((: